آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

39

سفرنامه كازاما ( فارسى )

« چه خانم قشنگى داريد ! » ، نه در ايران و نه در اسپانيا ، با اين تعارف ( « متعلق به خودتان است » ) پاسخ نمىدهند ! كوه فوجى ايران ( دماوند ) و « گينزا » ى تهران ( لاله‌زار ) مىگويند كه از اصفهان كه ( به جنوب ) روانه شوند ، ديگر از شمال ايران بيرون آمده‌اند . تهران كنونى البته هيچ حال‌وهواى خالص ايرانى ندارد ، اما همچون پايتخت‌هاى ديگر هم نيست ، و شهرى درهم و ناموزون است . خانه‌هاى بزرگ اين شهر ديوارهاى گلى همانند خانه‌هاى قديم ژاپن دارد و ميان باغچه حوضى هست كه آبش از سرچشمه كوه مىآيد و فوارهء آن ميان حوض به آسمان مىجهد . درخت‌هاى بيد ، زردآلو ، سيب و ديگر نباتات در هر فصل منظرى دل‌انگيز از انبوه سبزه و گل پيش چشم مىگسترد . عامهء مردم ، آبى را كه از برف كوه مىآيد مىنوشند . اين آب در جوىهاى خيابان‌هاى شهر سرازير مىشود ، و از آن براى پخت‌وپز و نيز براى رخت‌شويى استفاده مىكنند . در احكام اسلامى ، نوشيدن آب جارى جايز و آشاميدن آب راكد منع شده است . اين دستور از عقايد زرتشتى آمده است . مردم ، آب روان را بسيار قدر مىدانند و بها مىدهند . در كشورهاى كم‌آب ، آب آشاميدنى گرانبهاترين ثروت است . مردم كارگر ، آب جوى را با كف دست برمىدارند و با آن رو مىشويند ، يا آن را در حلق مىگردانند و دهان را پاك مىكنند . در تابستان براى گريز از گرماى آفتاب ، كه پندارى سنگ را مىگدازد ، آنها در سايه درختان پاى جوى ، سنگ را بالش سر مىكنند و دراز مىكشند ، زيرا كه هوا در كنار آب كمى خنك‌تر است . شهر تهران ، با نما و بناهاى محقّر خود به ريگزارى مىماند كه كلبه‌هايى در آن رديف شده باشد . كوه ( و قلّهء ) دماوند اگرچه يگانه جاذبهء اين شهر نيست ، بهترين چيز آن است و از سر تهران هم زياد است . اين كوه كه نام « فوجى ايران » - كه نمىدانيم چه كسى اول بار آن را به اين نام خواند - برايش بىمسمّى نيست ، با ارتفاع